على اصغر حلبى
55
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
شيعه محسوب نمىشوند ، يا خود را به شيعه بستهاند ، و يا مخالفان شيعه ايشان را در شمار شيعه در آوردهاند ، تا مايهء بدنامى اين فرقه گردند ؛ 2 . اماميّه يعنى كسانى كه نصب حضرت على بن ابى طالب ( ع ) را به امامت از جانب حضرت رسول ( ص ) مىدانند ، و مىگويند كه رسول اكرم پسر عمّ خود را به اسم و رسم در حيات خويش به اين مقام برگزيده ، و اين انتخاب خود را به مسلمين اظهار و اعلان كرده . كسانى كه بر خلاف امر و دستور پيامبر بزرگوار اسلام با ابو بكر و عمر خطاب بيعت كردهاند ، راه ضلالت رفته و خلاف رأى پيامبر اكرم رفتار كردهاند . مقام امامت به عقيدهء اماميّه بايد به نصّ و توقيف ، نصيب بستگان حضرت رسول شود ، و امام در هر دوره بايد افضل مردم باشد ، چه امامت مفضول بر فاضل ( و افضل ) عقلا قبيح است . « 1 » مخالفان شيعه ، اين طبقه را ، چون امامت ( و خلافت ) ابو بكر و عمر را نمىپذيرفتند ، و آن دو خليفه را رها كرده بودند رافضه ( - روافض ) مىگويند ؛ و در حقيقت اين نسبت را ، بيشتر ، از سر دشمنى بر ايشان بستهاند . تاريخ مفصّل اين فرقه را در فصل پنجم خواهيد خواند . 3 . زيديّه ، يعنى كسانى كه بعد از حضرت سجّاد ( ع ) در كوفه با فرزند او زيد بن على ( در ايّام خلافت هشام بن عبد الملك اموى ) بيعت كردند . زيد چون از شاگردان و اصل بن عطاء غزّال معتزلى بود ، در اصول پيرو اعتزال گرديد ، و پيروان او همه معتزلى شدند . * * * به عقيدهء فرقهء اماميّه ، دنيا هيچ وقت از وجود امام خالى نيست . و خداوند مختار است كه امام را در ميان خلق ظاهر نمايد ، و يا از انظار ايشان غايب نگاه دارد ، چه زمين هيچگاه از حجّت خالى نيست ، و حجّت خداوند پس از امام يازدهم فرزند اوست كه در حال غيبت است ، و هر وقت كه مشيّت الهى تعلّق بگيرد ظاهر خواهد شد ، و اين وقتى خواهد بود كه ظلم و جور دنيا را پر كند و قيام امام دوازدهم را ايجاب نمايد . از همين مختصر ، مىتوان اهمّيّت مسألهء امامت را دريافت . و حقيقت اين است كه بزرگترين اختلافى كه در اسلام ميان مسلمين بر سر مسائل دينى بروز كرده بر دو قسم بوده : اختلاف در اصول ، و اختلاف در امامت . و اختلاف دوم مهمتر است چه آثار سياسى و اجتماعى بزرگى داشته است و در طول تاريخ اسلام موجبات بروز حوادث عظيمى گشته است . به قول شهرستانى : « بزرگترين خلافى كه ميان امت به هم رسيد ، اختلاف در امامت بود ، چه در اسلام بر پايهء ديانت دربارهء هيچ چيز به اندازهيى كه در باب
--> ( 1 ) . علّامهء حلّى ، كشف المراد ، 291 « و امامة المفضول قبيحة عقلا . . . »